نیلوفر هستم یه اهوازی 2 آتیشه متولد 9 آبان سال 1374 فقط همین
ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!
اسم نداره این پست.....!

سلام

حالتون خوبه؟

واقعا ازون روزاست که برای نوشتن یه جمله ی ساده صد بار مینویسم و پاک میکنم .... نمیدونم چرا همیشه تا میاد یه چیزی درست بشه یه چیز دیگه میشه که.....وای... بیخیال

نه خاطره ای هست نه افتخاری نه ترانه نه تشعشعی نه خبری پس یکی از ایمیلایی که برام اومده رو براتون میذارم....البته من یکی دیگه رو انتخاب کرده بودم که از فرط شاهکاری دیلیتش کردم.....اصلا نفهمیدم یه لحظه چکار کنم اما خب این که فدای سرتون....!


یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق
به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

بسه دیگه اشکاتونو پاک کنید حوصله ی دلداری ندارمااا

ارادتمندم.......تا ته دنیا.......شک داری هنوز؟

یاعلـــــــــــی


 + خدایا باز خسوف شد که.....خودت میدونی خسوف عذابه.....

 + دعا کردن برامونو  که فراموش نمیکنید نه؟!

نویسنده : ♪niloofar♪
یک نمایه پیشنهاد کنیــــد..!!

ســـــــــــلام!

حال و احوالتون چطــــــوره؟!

امروز و دیروز کلی امضا دادم و فرم پر کردم  چی؟!   نه بابا مشهور کیلو چنده!!! دیروز شناسنامه مو عکسدار کردم امروزم اقدام کردم واسه کارت ملّی! هی وای من!!!

مثل همیشه و طبق معمول بدترین عکسم عکسیه که تو شناسنامه ی آدمه!!!  چنـــــــدش  بیخیــــــــــــال کلی رفتیم و اومدیم..... دیگه فک کنم بعد ازین همه مدت فهمیده باشین از کار اداری بیــــــــــزارم!!  نمیدونین چند بار مسیر بیمارستان ابوذر تا پارک فیل رو به بهانه های مختلف رفتم و اومدم!! همه چی تو این مسیر بود ... بانک ، ثبت احوال ، پست...!!!  به قول یکی از بستگان  :

اشکال نداره اصلاً عکسدار نکن اونوقت تا آخر عمر رو شناسنامه ت آلارم میده یک نمایه پیشنهاد کنید!!!

البته این از جوگیری های fb بود...!!!!

بچه ها برام دعا کنید این مدرسه ای که احتمالاً فردا میرم برای شرایط ثبت نام منو ثبت نام کنه چون مال منطقه ی ما نیست.....اینورا هم فقط یه مدرسه ریاضی داره که......  ای جـــــــــــــــونم کمبود امکانات!!!!

  یخورده پی نوشت :

 + برو هر جای این دنیا که میخوای...  Emoticon (داره پخش میشه )

 + دیروز چقد خوب بوود!!! هی واااای من!!!     

 + اینجا کمبود امکاناته مگه نه حانیــــــــــــه؟!  

 + وای به حال ستاد ثبت نام اگه به من برگه نداد اونجا ثبت نام کنم

 + حانیـــــــــــــــــــه!!!! عنایتـــــــــــــــ..!!! اینقدر رویایی کی عاشقت بوده؟! ها؟!ها؟!

  !!!! رد پاهات توی قم چه تماشایی شده...!!!   

 + رفتم دکتر میگم همه ی استخونام از جمله پهلوی چپم به شدت درد میکنه  میگه بینیت کیپ نیس؟! میگم نــه!! میگه گلوت میخاره یا درد میکنه؟! میگم : هیچکــــدوم! میگه چیزی نیس سرما خوردی! دکتره کلاً گیج بود!!!!

 + وقت پرستیدن کی لایقت بوده؟  ( آهنگ مرز با صدای مهدی یراحی و ترانه ی روزبه بمانی دانلودش کنید باحاله )

 + آی یالان...آ آآآ آآآ آآآ آآآ (جوگیر شدم زدم زیر آواز ترکی...جونم محسن...!!)

خوب و باشید و خوش نمایه

ارادتمند تا تـــــــــــه دنیا شک نکن !!!

یا علــــــــــــــــی...!!!

نویسنده : ♪niloofar♪
YALAN!!!

سلام

بالاخره پس از کش و قوص های فراوان و این در و اون در زدن و دارالترجمه و اینور و اونور بالاخره تراک جدید محسن یگانه به نام یالان پخش شد!

یالان یه تراک به زبان ترکی هستش که محسن یگانه باز خونیش کرده ، یالان به معنی دروغه هستش.....

از لینک زیر میتونید این تراک رو دانلود کنید :

Mohsen Yeganeh - Yalan - Download

 منبع :

وبلاگ رسمی محسن یگانه (جاست یگانه)

 www.justyeganeh.blogfa.com

اینم ترجمه ی آهنگ یالان :

Geri döndüren gördün mü geçmişi

گذشته ای راکه پشت سر گذاشتی را دیدی

Boşa soldurdun o nazlı gençliği

آن جوانی نازنین را بی دلیل از بین بردی

Bir avuç toprak için yor kendini

برای مشتی خاک خودت را خسته می کنی

Dünyada ölümden başkası yalan

در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است

Yalan başkası yalan

دروغ همه چیز دروغ

Dünyada ölümden başkası yalan

در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است

Zaman kendine benzetmez herkes

زمان هیچ کس را شبیه خودش نمی کند

Hesapsız açar baharlar pembeyi

بهار بی حساب شکوفه ها را می شکفد

Açmadığın dalda sözün geçer mi

ایا می توانی شاخه ای را که نشکفته شکوفا کنی

Dünyada ölümden başkası yalan

در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است

Sitem etme haberi yok dağların

شکوه نکن که کوهها خبر ندارند

Gözlerini ellerinle bağladın

چشمانت را با دستهایت بسته ای

Faydası yok geç kalınmış fidanın

فاید ه ای ندارد نهالی که دیر کاشته شده با شد

Dünyada ölümden başkası yalan

در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است.

 
متن اصلی یالان :

امیدوارم لذت ببرید

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

یاعلی!

 + هی وای من!!! من مریض هم که میشم دست از یگانه ای بودن بر نمیدارم و با این درد نشستم دارم پست میزنم!

 + محسن هیچ میدونستی : عاچـــــّـــــقتیم؟!

 + با تشکر از مینا واسه ترجمه !

نویسنده : ♪niloofar♪
جاده...

سلام

از یه عزیز یاد گرفتم که همیشه خاص باشم .. اما خودمونیما اصلاً براش شاگرد خوبی نبودم ، همیشه کلیشه وسط کارام یورتمه میره! این چند وقته حسابی قاتی کردم ، ناجــــور.... داشتم داستانمو مینوشتم که از بس حال روحیم بطور ناگهانی دچار تلاطم شد که کلهم چند وقت نوشتنو گذاشتم کنار ... از هر مدلشو ... نمیدونم...اما هرچی که هست...ای بابا!!! هر چی میخوام بگم دچار خودسانسوری میشه...لعنت به این خودسانسوری !!

ترانه ای که چند وقت پیش گفتمو میذارم که حداقل بغیر از لای جرز دیوار بدرد کار دیگه ای هم بخوره! (بروز شدن وبلاگ) البته اگه بشه اسمشو گذاشت ترانه...کلی هم اشکال داره میدونم .... اینا رو واسه دل خودم مینویسم واسه همین گاهاً به قائده و ... میگن زکی!! حالا این که فدای سرتون! چرا من اینقد حرف میزنم؟!

 جاده

باز امشــــــب و هر شب پابند این جاده م

دنبـــــــال رد تــو هرجـــا رو میگــــــردم

تووی دلـــم دارم هر لحظه میپــــرســــــم

کجای این جـــــاده دســـتاتو ول کــردم؟؟

توو آخــرین لحظـــه کجــــا منـو دیــدی؟

کجای این قصــه از من تو رنجیــــــدی؟

واسه یبار برگرد،به حرف من گوش کن

هرچی گلایـه ســـــتو از دم فراموش کن

برگــــرد گنـــاهم رو من اعتـــراف کنم

میخــــوام آغوشــــتو بازم طــــواف کنم

بازم با یه فانــــوس خیره م به جـاده ها

بگو کجــــا هستی ، بگو کجــا؟ کجـــا؟

+ گفتم من اهل ترکوندن نیستم خودم نترکم خیلیه!!

+ خوندن این پست اجباری نیست! کلا خوندن وبلاگم اجباری نیست....هرکی دوس داره بخونه!


ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــ نکن !

یا علـــــــــــــی

بلاگفای لعنتی هم گندشو در آورده مدام تاریخ پست هامو حذف میکنه و از صفحه اصلی میپرونه ای خدااااااااا!!!!!

نویسنده : ♪niloofar♪
خراب کاری های نیلو !!

ســــــــــــلام

حالتون چطوره؟ خوب هستین؟

خب پست امروز مربوط میشه به خراب کاری های من! جریان ازین قراره که بنده اصلا کار با فتوشاپ رو بلد نیستم! آماتورم و برنامه م هم چند تا مشکل کلی داره یجورایی نصفه ست! بعد با اون رو عکسای مردمو خراب کردم! بله! کلا خود این هنرمندان گرامی تو عکس حل شدن!!! اما خب مهم نیته دیگه!!! البته همه میدونن که تخصص بنده عکسای داریوش شهریاریه!!!!!!! کلا هنری ترین کاری هم که درست کردم همون عکس داریوشه که الان ندارمش.....!!!!! سوژه بود!!!!! در هر صورت برین عکسا رو ببینین دیگه :


ایشون اگه توجه کنین داریوش شهریاری ان....

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


این یکی یکم بهتر از قبلیه ست ... اینم داریوش شهریاریه!

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


ایشون هم تنظیم کننده ی خوب کشورمون شهاب اکبری هستن ... (یعنی بودن! تو عکس حل شده!)

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


اینم برای آلبوم بعدی محسن یگانه درست کردم ... حباب

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


ایشون مهدی یراحی گل هستن!

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


این هم مهدی یراحی هستش..!

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


این شما و این محســـــــن یگانـــــــه!

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


اینم برای آلبوم منو رها کن درست کردم

برای دیدن در اندازه ی اصلی اینجا کلیک کنید


خب دیگه ... همین بود!!! دیگه ببخشید اگه چشماتونو اذیت کرد!!!! مهم نیته!! نظر هم بدین بد نیست! جای دوری نمیره! پس فعلا :

شاد و خوش و خوش عکس باشید

ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــــــ نکن!

یا علـــــــــــــــــی!

 + بچه ها لطفاً توی اون نظری سنجی که سمت چپ وبلاگمه هم شرکت کنید و نظر واقعی خودتونو بگین هرچـــــــی که هست ,,,, ممنون ;)

 + بچه ها کسی میتونه بهم یه آپلود سنتر معرفی کنه که دو روز بعد از اینکه پستمو زدم عکسا نپره ؟؟؟

 + کنسرت محسن یگانه :

 + تاریخ این پست بعلت خنگول بازی دستکاری شده استـــــــــــــــ...!!! (دیروز اینو زده بوووودم!)

نویسنده : ♪niloofar♪
چی میگفتم....؟!

ســــــــــــــــلام!

حرفمو با این بیت شروع میکنم :

نه یاد من مونده نه تو که قلب کی نحیــــفه *** مسلماً بیشتر ازین حافظمون ضعیـــفه

بله دیگه! ماهیت قضیه مشخص شد!!! حافظه م در حد....!!!! یعنی ترکوندمـــــــــــا!! بذارین یه جریانی براتون تعریف کنم بخندین یکم :

دیروز دوستم آن شده بود....یادم اومد تولدش همین روزاست....رفتم بهش پی ام دادم

گفتم : تولدتــــــــــ مبارک!!!

گفت : جان؟

گفتم : میگم تولدت مبارکـــــــــــ !!!

گفت : جریان چیه؟!

گفتم : مگه تولدت نیس؟!

گفت : نه!!!!

گفتم : یادمه 24 یا 26 یه ماهــــی بوداااا!!!! یه لحظه صبر کن!

اینجا بود که تندی رفتم وبلاگش پروفایلشو نگاه کردم دیدم 15 تیر تولدشـــــه!! اوا خاک به ســــرم! حالا جالب اینجاست که تو دلم گفتم : "تولدش گذشت من یادم نبود تبریک بگم!!!!!"

بهش گفتم : پس چرا فیس بوک اعلام نکرد؟! (ف.ب روز تولد دوستات که میشه آلارم میده که تبریک بگو اما وقتی هنوز نرسیده ف.ب بنده خدا چی بگه؟؟؟؟؟)

گفت : چی رو؟!

گفتم :your birthady!

یعنی علناً و رسما فهمید خنگ شدم!

یهو پرسیدم ازش : الان تیر ماه نیس؟!

گفت : 100%!

تازه فهمیدم هنوز که تولدش نشده!!!!!!!!!!!!!!!

HaaaaAaaaaY VaaaaYE MaN

صد هزار رحمت به ماهی قرمز توی تنگ!!! لااقل 8 ثانیه حافظه داره!!!!! منو باش!! خنگــــــــــــــــول!! دیووووونه! هی وای!

دیدین حسابی ترنکوندمــــــــــا!!! مقام اول حافظه رو من دارم بعد ماهی قرمز و بعد یه نفر که به خودم مربوطه!!! D:

+ پی نوشت 1 : 1و2و3 تیر به ترتیب بهنام علمشاهی و بابک جهانبخش و مازیار فلاحی سینما هلال اهواز کنسرت دارن.....من که نمیتونم برم اما هرکی خواست بره برای اطلاعات بیشتر زنگ بزنه خود سینما چون اونجا هم مثکه بلیت فروشی داره.......من کنســــــــــــرت میخـــــــــــــوام!!!! :((

+ پی نوشت 2 : یه چیزی میخواستم بگم اما مسلماً بیشتر ازین حافظمون......بهههله!

ایشالا اونایی که امتحان دارن توووووپ بدن و اونایی که دادن تووووپ کارنامه بگیرن

ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــــــ کردی نکردیـــــــا

الان باید چی میگفتم؟!

آها : یا علـــــــــــــــــــــــی!

نویسنده : ♪niloofar♪
بلا نسبتتون کارنامه !!!

سلام به همتـــــــــــون!

حالتون خوبه؟ سلامتین؟

دیروز روز خوبی بود برام.....چندتا کار مهم صورت گرفت :

1 - کیبوردمو بالاخــــــره عوض کــــــــــــردم! هورااااااااااااااا

شایان ذکره که من قول نمیدم دیگه غلط تایپی نداشته باشم چون هم عجول ام هم بی دقت و کلا هرجور میلتونه!! هنوزم مشتاقم اگر غلط تایپی پیدا کردید تو متن از طریق نظرات اطلاع رسانی کنید مشعشع میشم!!

2 - هدفون کامپیوترمو عوض کـــــــــــــردم! هورااااااااااااااااا

خدا رو شکر از دست قبلیه خلاص شدم اون بلندپوی توش کاملا جدا شده بود توش میچرخید!!!!

3 - هندزفری موبایلمو عوض کــــــــــــــردم! هورااااااااااااااا

این فاجعه بود! همه ی صدا های بک وکال رو با وضوح پخش میکرد و صداهای اصلی رو زمزمه میکرد.....این آخری ها هم که دیگه کلا از کار افتاد!!! خفه شد!!

4 - اینم دیگه هیچی!

اما امروز بلا نسبتتون کارنامه دادن!!!! خلاصه بگم که معدلم شد 19و25 صدم که اصلا راضی نیستم و یه چیز جالب اونم اینکه ریاضی همه ی بچه های مدرسه زیر 15 شد!!!!!! جالبه ها!!! این نشون دهنده ی اینه که خانم *ش* واقعا دبیر خوبیه (!) ایشون معلم برتر استان هم شدن امسال! (ای تو روحت!) و بنده نیز به علت جا انداختن همون سوال آخریه 14ونیم گرفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو عمرم بی سابقه ست اینهمه کم بگیرم!!!!!!!!! سه تا نمره ی دیگه ی ریاضی 20 اما این 14 جمع که شدن شده 16و75......چی بگم آخــــــــــــه!!؟ من سال دیگه میخوام برم ریاضی فیزیک بگم ریاضی رو 14 گرفتـــــــم؟! خیلی در حقمون ظلم شد.....دیگه اصلا مهم نیست چی میشه فقط هرجور شده مدرسه مو باید عوض کنم دعا کنید که بشه......ورزشمم دادن 19!!!!!!

امروز بعد کارنامه گرفتن رفتم خونه داییم بعد پسر دایی بزرگم کارنامه مو نگاه میکنه میگه خوارمون کردی!!!!!!من تابحال کارنامه اینجوری ندیده بودم!!!! چرا همه ش نمره بالاست؟! خوارمون کردی رفتـــــــــــ...!!! خودشم امروز امتحان داشت....دانشجوئه....ولی خب داییم و زن دایی و سایرین تشویق و اینا کردن منم حالم گرفته.....خب دیگه کاری ندارین؟!

ارادتمند تا ته دنیا شکــــــــــــــــــــــ نکن

یا علــــــــــــــی !

بیچاره دکمه های کیبوردم از دستم این شکلی شده بودن!! پا در آورده بودن و الفرار!

نویسنده : ♪niloofar♪
خودپیچــــــــــی!

سلام

حالتون خوبه؟؟ مگه میشه منو ببینید و بد باشین!! سوال مسخره ای بود!

ببخشید کم بهتون سر میزنم افکارم ته نشین شده باید به دادشون برسم پروژه های جدیدمو دارم مینویسم اولی که امروز نوشتنشو شروع کنم اسمش سوپر استاره که فک نکنم بدمش دست مسابقات فرهنگی مدرسه و آموزش پرورش......نمیدونم.....موضوعش با طبع داورای جشنواره با مغز ها جلبک بسته و نگاه پوسیده همخونی نداره.....بیخیــــــــــــــــــــــال مهم نیته که من کردم و دارم مینویسم اینکه قسمت کی بشه رو خود اون بالایی تعیین میکنه!

بچه ها من گاها میزنه به سرم گفتم شما رو هم در این سر زدن ها (!) سهیم کنم! اومدم سوال پیچ ترانه ماه رو با کمی اصلاحات و چشم پوشی از عده ای از سوالان از خودم پرسیدم به این میگن خودپیچی!!!!!!!!

مگه آسانسور دکمه اضطراری نداره؟؟؟؟؟

*تاریخ دقیق و محل تولد؟

74/8/9 - اهواز

*تحصیلات؟

اول دبیرستان سال دیگه منتقل میشیم دوم ایشالا!

*تا حالا عاشق شدی؟

نــــــــــــــــه!

*خواننده محبوب :

جاستـــــــــــــــــ یگانه!

*تراک محبوب :

دوراهی - محسن یگانه

*شاعر و ترانه سرای محبوب :

شاعر قیصر امین پور - ترانه سرا روزبه بمانی , محسن یگانه , زهرا عاملی , مونا برزویی

*موزیسین محبوب :

یگانه , یراحی

*تیم فوتبال باشگاهی محبوب :

اصلا فوتبالی نیستم!!!!

*آقای خاص هنر :

مگه خاص تر از یگانه هم هست؟!

*شخصیت کارتونی محبوب :

جودی آبوتــــــــــ

*شخصیت محبوب در کارتون پینوکیو :

کارتونشو یادم نمیاد متاسفانه!

*از نفس افتاده ی موسیقی :

کاملا مشخصه کیه....کسی که تموم شده اما به روی خودش نمیاره.....نخواهم گفت!

*اتومبیل (اتومبیل محبوب و اتومبیلی که داری) :

ندارم - پروتون

*بهترین روز زندگیت :

کمتر کسیه که ندونه 24/اسفند/سال88 روز دوشنبه - کنسرت بزرگ محسن یگانه در اهواز

*مارک و عطر محبوب :

مارک خاصی مد نظرم نیس - به عطر حساسیت شدید دارم پس نظری نمیتونم داشته باشم!!

*خواب (چند ساعت در روز میخواب؟) :

نوع نرمال و پر بازده اش اینه که ساعت 3 صبح بخوابم و 12 ظهر پاشم اینجوری به همه کارام میرسم!

*بدترین روز زندگی ات :

زیاد بودن بهشون فکر نکنم بهتره!

*اگر زمان به عقب بر میگشت :

گاف های خطرناکی که تو زندگیم دادم رو رفع میکردم تا یک عمر بخاطرشون عذاب وجدان نگرم....

*زندگی را تا چند سالگی دوست داری؟

تا سنی که وقتی بمیرم سر مزارم کسی پیدا بشه برام ذجه بزنه!

*دوران بازنشستگی :

من همین الانشم تقریبا باز نشسته ام!

*یک دعا کن :

همه به آرزو های خوبشون برسن...

*بارش باران :

هِی! داغ دلمو تازه نکن! اهواز دلش بارون میخواد!

*عجیب ترین اختراع :

کامپیوتر -  دوربین عکاسی! هیچ وقت فرایند کارشو درک نکردم!

*چهل سالگی :

مگه زنده م!

*سوتی دادی؟

فراووووون!!! سوتی در من تعبیر میشه!

*اگر توی جنگل گم بشی؟

میرم بالای درخت ,,, مجبورم...! میفهمی؟!

*اگر زلزله بیاد :

زلزله اومد خوش اومد!

*تا حالا پارتی بازی کردی؟

نه زیاد.....همچین دوس ندارم!

*تو کدوم گیم و بازی تبحر داری؟

با اینکه بیشتر وقتم روبروی کامپیوترم میگذره اما اصلا بازی درش ندارم و نداشتم!

*مدل موبایلت :

6300 نوکیا

*اسمی که هیچ وقت فراموش نمیکنی :

محسن یگانه

*اگر سوار ماشین زمان بشی :

چرا منو تو این موقعیت قرار میدی؟ پیاده میشم!!

*ناامید شدی؟

امید کیــــــــــــــه؟ کیــــــــــــــه؟!

*افسردگی چیست ؟

دنیای این روزای من....(ترجیحا با صدای داریوش خوانده شود!!!!)

*بالاترین درد کدام است؟

اینکه آدمایی وجود دارن که درداشون درد نیست.....آدم زورش میاد!

*بیمارستان بستری شدی؟

خیلی بچه بودم فک کنم 45 روزم بوده که به حد مرگ مریض شدم, سینه پهلو کرده بودم و یه مدتی توی بیمارستان بودم.....کلا خدا نجاتم داد!!

*تا حالا قضاوت اشتباه کردی؟

نباید از رو قیافه ش در مورد همچین مسئله ای قضاوت میکردم.....بیخیــــــــــــال.....

*آشپزی بلدی؟

نه متاسفانه اما در حدی واردم که اگه الان دستور پخت غذایی رو جلوم بگی میتونم بپزم....فقط دستور پخت غذاها یادم نمونده!

*تاحالا موزه رفتی؟

موزه ی دانشگاه شهید چمران رفتم....همه چی توش پیدا میشد از جمله: کبد و کلیه و هرچی که بگی همه رو ترشی انداخته بودن!!!!!!!!!! هم شماره یکش رفتم هم دو

*منشور کوروش رو دیدی؟

نه!!! فقط یبار اسمشو شنیدم....شرمنده تم دیدی سلام منم برسون......

*شعار زندگی ات :

شعار نمیدم مهم نیت و عمله!

*نفرت :

مرز باریکی وجود داره بین نفرت و عشق....طعم تلخشو چشیدم.....

*یک پدیده نام ببر :

نیازی به نام بردن نیس!

*جمله ای که دوست داری هر روز بشنوی :

نیلو عاچّقتم

*اگر یک شب نخوابی :

خب بقیه ش......؟!

*اگر زورو بودی؟

چرا منو تو این موقعیت قرار میدی؟؟ هی وای من!

*خودخواهی خوبه ؟

نیازه.....گاهاً.....

*اگر توی آسانسور حبس بشی :

مگه آسانسوره دکمه اضطراری نداره؟؟؟؟؟

*اگر به میهمانی شام دعوت نشی؟

من که هر چی مهمونیه میپیچونم! از کسی که دعوتم نکرده صمیمانه تشکر به عمل میارم!

*باکی قهر هستی؟

بره به درک .....!! اسمشو بیارم ذوق بکنه؟؟؟؟؟؟؟؟

*در کدام بانک حساب داری؟

فک کنم یه مسکن کارت داشته باشم که حدود 2 هزار تومن موجودی داره!!!!

*سایتی که هر روز میبینی؟

وبلاگ جاست یگانه

*اولین آدم معروفی که دیدی؟

محسن یگانه از فاصله حدود 4-5 متری توی کنسرت اهواز

*چطور بفهمیم خوش سلیقه ای؟

خیلی هم بد سلیقه م!

*دوست داری یقه کی رو بگیری؟

دستتو بنداز!!!!!! یقه رو ول کن! چی میگه؟

*برای مصاحبه یک تیتر بزن :

مگه آسانسوره دکمه اضطراری نداره؟؟؟؟؟

*مرگ :

چرا فحش میدی؟؟! به قول کتاب دینی مون به منزله ی پلی است که انسان را ازین دنیا میبره اون دنیا!

ایش ایش بسه دیگه با نمک! :|

ارادتمند تا ته دنیا شکــــــــــــــــ نکن

یاعلی


سلام ،، امشب لیلة الرغائبه ، شب آرزوها..... میون نفسای حقتون مارو هم فراموش نکنید.....محتاج دعاهاتون هستیم و آرزومند آرزوهاتون.....

ارادتمند تا ته دنیا.........شک داری؟؟

نویسنده : ♪niloofar♪
و آنچه در امتحانات گذشتــــــــــ....

ســــــــــــــــــــــــــــــــــلام!

حالتون خوبه؟ ایندفعه اومدم مث همیشه خاطره بگم براتون  اونم چی!!! خاطرات ایام امتحان!  امروز که بحمد الله امتحانات تمومید.... Emoticon خب ... جون و دلم براتون بگه از امتحان اول تا آخر :

۱- ریاضی : همونطور که قبلا اشاره کردم بعد کلی خوندن از فرط استرس رفتم و.....بس که این مراقبا هولم کردن یادم رفت جواب سوال ۲ نمره ای آخرو که فوت آب بودم بدم!!  بیخیال بریم بعدی

۲- عربی : آقا این عربی هم معلمـــــــــی داشتااا!!! یبار مامانم اومد باهاش حرف بزنه دید نه بـــابــــا نمیشه با این سخن گفت!!  من که کلا نگرفتم عربی چی بود هرچی هم نمره آوردم از ترجمه بود تو طول سال!  اما امتحان آخر سال فرق داشتـــــــــــــــ!!! معلممون طرح نکرده بود سوالات رو و حسابی هورا شدیم!!! کلا رفتیم فینال!

۳- شیمی : چیز آن چنان سختی نداشت توی تمام عمرم شیمی رو کمتر از نوزده و نیم نگرفتم!!! گرچه شیمی سال اول همچینم سخت نیس اما بعضیا نمیتونن این فرمولا رو هضم کنن! رو دل میکنن! بعد با کمال شرمندگی این شکلی میشن ==>

۴- ادبیات فارسی : اینو که من سر کلاس تدریس کردم!! کلا دبیر گلی داشتیم میدون رو واسه جوونا باز کرده بود هی غلط میگفت میذاشت من تصحیح کنم! به قول خانم شیرزاد تو ساختمان پزشکان : اوا خاک به سرم سر امتحان هم یه چیزای غریبی آورده بود اما خب.....یه چیزی از خودمون نوشتیم دیگـــــــــــه! ما اینیم دیگه!

۵- دین و زندگی : اوه اوه!! این منو یاد یه خاطره ی خوبــــــــــــــــــــــــــــــــ میندازه..... روز قبلش یه اتفاق خوب برام افتاد..... خدا به باعث و بانیش خیر بده ولی نمیتونم بگم چی پس سوال کردن ممنوع   ولی خیلی سخت بود!! نمیدونم این سوالا رو از کجای کتاب آورده بود منم که تو یه فکر دیگه....فک کن سر امتحان ناظم همیشه بد خلقمون اومد تو سالن بعد دید یه صندلی خالیه گفت اینجا چرا خالیه؟؟؟؟؟؟؟  گفتیم فلانی نیومده....آقا اینم بلا نسبتتون وحشی دسته صندلی رو کوبوند تو میز یه فریادی زد!! یکی نبود بگه خانوووووووووووم ما اینورا باغ وحش نداریم! یکی هست اونور اهواز!!! بفرستمت؟؟؟؟؟ داریم تمرکز میکنم خیر سرموووووووون!!  بعدش رفتم به دبیر مشاورمون گفتم این چه وضعیه این خانوم *م* اومده سر جلسه داد و هوار راه انداخته اونجا سالن امتحانه نا سلامتی!!!!!!!!!! گفت باشه حتما تذکر میدم  آقا اینو ول کنین بیاین اینور بازار  بدو بدو بعدی!

۶- فیزیک : آقا قبول نیس این رد گم کنی داشت!! یکی از فرمول K حل میشد بعد تو اطلاعات گوشه ی مسئله به ما g رو داده بود!!! بعد به دبیرمون گفتم اونم به همه بروبچ گفت خط بزنین اونو اشتباهه!  و اینگونه بود که بچه ها رو نجات دادم!!

۷-  علوم زیستی : بله دیگه...همون زیست خودمون از مدل کشوری! نفهمیدم چی بود بالاخره کلروفیل فلز میخواد طراح سوال کلا.....خالیه.....

۸- زبان خارجه : خوب دادم آقا شرمنده نکنید تشویق نیازی نیس..... هی وای بلند نشین پیش پام  کلا زبانم خوبه البته فقط زبانی که تو مدرسه یادمون میدن تا حالا از ۶۰ فرسخی زبانکده رد نشدم!

۹- زبان فارسی : اینم استانی بودش....  کلا یکی از سوالا تو کتاب نبود!!!!   ما که بالاخره نفهمیدیم جوابش چی بود...  اما معلم زبان و ادبیات ما یکی است!!! اما دبیر اون یکی کلاس ینی خانوم *ج* دستش درد نکنه اومد بالا سرمون تمامی جواب هارو با ذکر دلیل یجورایی لو داد  ولی اونایی که نخونده بودن کلا نفهمیدن! 

۱۰- مطالعات اجتماعی : ما تقریبا میدونستیم چی میاد....همه رو قبلا چندین بار پرسیده بود تو کلاس....جالب اینجاست یک ساعت فکر کردم تا کلمه ی تضاد طبقاتی یادم اومد!!!!! اوه خدای من  همه چی تو ذهنم میومد....دوگانگی ارزشی ، بیگانگی ارزشی ، یگانگی ارزشی!!!!!

بیخیـــــــــــــــــــــــــــــــال مهم نیته دیگه! روزای ۲۴ و ۲۵ خرداد کارنامه میدن از ساعت  ۸ الی ۱۲ با فرم مدرسه و در دست داشتن والدین مراجعه میکنیم به زور کارنامه هامونو می گیریم ازشون....

اینقد از مدرسه فراری ام روز آخر نذاشتم بروبچ امتحانو تموم کنن بای بدم و برم تا از سر جلسه اومدم بیرون الفـــــــــــرار!!!  هی وای به خودم!! چی بود بابا خسته شدیــــــــــــم.... حالا ازین به بعد کلی میخوابم و موزیک گوش میدم  کلا سه ماه محسن درمانی دارم به امیـــــــــــد خدا!  هی براتون میپستم و هی کارای خوب میکنیم به امید اینکه رییس ارشاد اهواز عوض بشه و محسن بیاد اهواز و یه کنسرتی بزنیم

تا بعد شاد و خوش و خرم و نمره بیستــــــــــــــــــی!

امتحاناتونو خوب بدین ایشـــــــــــــــــــــــــــــــــــالا!

تا بعد ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــــــــــ نکن!

 یاعلی!

+ پی نوشت ۱ : این عکسو حال کنین! سه تا عزیز دل!! مهدی یراحی - مازیار فلاحی - بهنام صفوی ! مال ترانه  ماه هستش.....خود بهنام گفت من بی خبرم والا!

+ پی نوشت ۲ : آلبوم رضا صادقی گــــــــــــــل هم اومد این تن بمیره اورجینال بخرین.....نه دانلود نه کپی!

 

نویسنده : ♪niloofar♪
کارتونای زمان ما!
ســـــــــــــــــــلام!

حالتون؟ احوالتون؟

این چند وقته خیلی به گذشته فک میکنم....به خاطراتم.....شاید دارم پیر میشم!!  شاید هم شدم! بگذریم یادتونه کارتونای زمان ما رو! (دهه ی 70) یه سریشون باز پخش بودن یه سری رو هم که جدید ساخته شدن و ماهنوزم گاها کارتون مینگریم.....مگه عیبی داره؟؟


یکی ازین کارتونا فوتبالیستا بود که هیشکی تو ایران چشم دیدنشو نداره اما من دوسش دارم! باید حدود 500 قسمتی باشه! شاید بیشتر!! من نمیدونم چطوری بود که میپرید رو هوا بعد تا قسمت بعدی تو هوا میموند!!!

آقا این حیفه! بیاریمش تیم ملی!


این عکس زیر رو نگاه کنید.....اولین جمله ای که میاد تو ذهنتون چیه؟.......

به احتمال 90 یا 80 درصد این جمله میاد تو ذهنتون : من ترتیبشو میــــــــــــــــــدم!! مگه نه؟ این میاد تو ذهنتون درسته؟ خیلی قشنگ بود و یکم ترسناک! کلا دوست داشتنی بود فک میکنم اسمش قلعه ی هزار اردک باشه .....من فقط نگاه میکردم اسما رو بلد نبودم!


این یکی رو خیلی دوست میدارم! این نشان حاکم بزرگ است! احترام بگذارین! اسمشم میتی کومون بود!

یه داداش کایکو داشتیم و یه زمبه و....کلا جالب بود دختره رو هم که همیشه انگاری سانسورسش میکردن نقش خاصی نداشت!


اینو نمیدونم یادتون هست یا نه فک کنم برای ما باز پخش بود من اسمشونو نمیدونستم تازه فهمیدم اسمشون لولک و بولک هست!! چه خنده دااااار!!! خداییش اسماشون سوژه ست!!


اینو شاید یادتون نباشه....نخ نما شده بود کارتونه!! اسمش وایکینگ ها بود اینگاری.....خیلی با نمک بود مخصوصا غذا خوردنشون !! گشنم میشد!!!!


آقا هرکی اینو یه چیزی صدا میکنه یکی میگه سرنده پیتی یکی میگی سلندی پیتی خلاصه بالاخره نفهمیدیم چی بود اسمش!!


اینو من خیلی دوس داشتم و از شانس من خیلی هم کم پخش میشد! کلا به نظر من کارتون کودک نبود! داستان جنایی بود و یه افسر پلیس بود و قتل و خون و کشتار و جنایت!! عشق من بود! قسمتای آخرشم میگن پخش نشده کلا! بله دیگه! کوتلاس!


این دوتا رو اصلا دوس ندارم اینقد حرص خوردم که پیر جوونی شدم!!! میگن قسمت آخر بازم نتونست میگ میگ رو بگیره بچه  دیوید بکهام افسردگی گرفت داد براش کشتن میگ میگو ساختن.....دارمش تو موبایلم!! حالا راست و دروغش پای خودشون!

میگ میگ! بعدی...!!


اینم سند اینکه من هنوزم که هنوزه گاها کارتون میبینم! عشــــــــــــــــق من لاکپشت های نینجا!!


اینو عاشقش بودم!! چقد بانمک بود برام! انگوری انگوری!! گوریل انگوری خودمونه بابااااا!!!


این یکی روح بود! نه آدم بود نه حیوون! به نظر من یه نمه غمگین بود......کاسپر....


معرفی میکنم جـــــــــــــــــــــــودی آبوت!!


اینم فردی با اون دستمال گردنش!!


اینم خرسای مهربون!! همه رو شکماشون نقاشی یه چیزی بود!


خب دیگه بسه بچه نشیم بیشتر ازین.....

ارادتمندم تا ته دنیا شکــــــــــ کردی نکریااا!!!

یاعلــــــــــــــــــــــی!

+ بچه ها یادتونه یه برنامه ای بود منگوله گوش میرزا آهنگشم اینجوری بود : (البته اگه اشتب نگم!)

منگوله گوش میرزا منم گوش میکنم زنگ میزنم دارم میام پیش شما شما هم بیاین به دیدنم ماشینی دارم خیلی قشنگ ماجراهای رنگارنگ........و اینا اما توی گوگل هیچ عکسی ازش نیس!! مگه میشه!!؟؟

+ وروجک و آقای نجار هم عشق بود!

+ بچه ها بذارین یه امتحان آخرمم بدم میام مث همیشه براتون از خاطراتم میگم حال کنیم باهم!

+ یادمه قبلنا محسن یگانه گفته بود شخصیت محبوب کارتونیش واتو واتو بوده!!

نویسنده : ♪niloofar♪
متد های فوق تخصصی برای دور کردن استرس امتحان!
سلام دوست جونای خودم! حال شما؟ احوال شما؟ خوبی شما؟

این چند وقته اصلا وقت نکردم براتون بنویسم دیگه الان برگشتم! ازونجایی که امتحانای بچه های اهوازی به دلیل گرما هوا زودتر شروع میشه و تقریبا تا هفته ی دیگه به اتمام میرسه و الان تازه همتون دارین میرین سراغ امتحانااااااااا (خوش بحال خودمون بسووووووووزه دلتون!!) بنده اومدم تا تجربیات گران مایه ی خودم رو در بحث امتحان در اختیار تون قرار بدم!! (ایییییش!!! چه رسمی!) بلی....!!!

خب دیگه ....بریم سراغ راه های مقابله با......استرس!

اولین راه مقابله با استرس ... این راه سر امتحان کاربرد داره که شبو توپ میخوابین و آب هویج میل میفرمایین برای سوی چشم (!!) بعد خیلی شیک زوم میشین رو دست هرچی بچه زرنگه و بدون کوچیک ترین نگاهی رو پرسش نامه پاسخ نامه تون رو پر میکنید!! افتاد؟!؟ (به قول دبیر مشاوره مون: مطلب جا افتاد؟)

یکی از راه هایی که خیلی به آدم انرژی میده اینه که به این فک کنی همه دارن امتحان میدن!!! هرچی آدم معروف و بزرگ و مشهورم هست امتحان میدن دیگه!! الان براتون انگیزه میسازم که امتحان بدین....عکسو داشته باشین :

هی وای ببینین عادل فردوسی پور هم امتحان میده!!

راه دیگه اینکه کلا درس نخون....تو که میدونی اگه درس هم بخونی هیچی نمیشی! خب خودتو آزار نده....برای این هم که حرف نخوری که بچــــــــــه تو چرا درس نمیخونی میتونید خیلی راحت تمام روز رو مثلا درس بخونین....توضیح بیشتر ندم بهتره....این عکس همه چیو براتون آشکار میکنه!!

یه راه دیگه فکر کردن به نتایج و ثمرات خوش درس خوندنه! مثلا به این فکر کنین اگه درس بخونم بعدا میرم دانشگاه بعد دور همی میریم سلف ازون قرمه سبزیا میخوریم که با چمن دانشگاه درست کردن و خوابگاه نداریم تو کوچه میخوابیم و ....ازین قبیل فکرای شیرین!

و اما بهترین و محبوب ترین راه ممکن نزد اکثر ماها (توی تحقیقاتم از دو روز پیش تا حالا فهمیدم این روش اکثریت رو در بر میگیره!) روش محسن درمانی! کار سختی هم نیس بشین تا صبح با خیال راحت محسن یگانه پلی کن ببین چه آرامـــــــــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــی میده!

هیچ کدوم ازین راه ها بهتون نچسبید؟؟ خب عیب نداره عین بچه ی آدم بشین درستو بخون و هی بخون و حالا نخون کی بخون! (لفظ صحیحش خرخونیه!) و اینقد بخون تا این شکلی بشی :

خب دیگه عزیزای من! چقد من نصیحت کنم شما گوش نیدین! هی واااااااااااای من!!! از دست شما!!! دیگه هیچی دیگه......تموم شد فعلا!

ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــــــــ نکن!

یاعلی!


بچه ها دوستم بهم گفت که انگار گزینه ی دو داره یه نظرسنجی میکنه واسه ی امتحان زیست کشوری بچه های اول دبیرستان که روز چهارشنبه 4 خرداد 90 برگزار شد ... اینجوری که شنیدم باید عدد 1 رو به شماره ی 20000316 ارسال کنیم اگر تعداد بچه ها زیاد بود یه نمره ای به کل بچه های کشور اضافه میکنن چون امتحان مشکل داشت و به معنای واقعی سوالا الکی بود!! بعضی از سوالا دو جوابه بودن. میگن چند سال پیش یبار واسه امتحان ریاضی اینجوری شده 3 نمره به کل کشور اضافه کردن پس با هر خطی میتونید 1 رو به 20000316 بفرستید.....

نویسنده : ♪niloofar♪
جدی نگیرین!!

سلام


گاهی وقتا اینقدر حست میکنم که از حس با تو بودن لبریزمیشم....لبریز از آرامش...حس یه پناهگاه تو وقتای دلتنگی...

تا همیـــــشه با تو ام.....تا همیشه بامنی...../  جوری عاشقت شدم نتونی دل بکنی
حس تو ســقـف منه...مایــه ی آرامشـه..../سایه تو نگیر ازم..این فقط یه خواهشه!

یادته؟ ....اینقدر با اشتیاق پی هم میگشتیم که جاده ها هم سعی میکردن مارو به هم برسونن...بالاخره وقتی آخرین جاده ی من و آخرین جاده ی تو دست همو گرفتن و یکی شدن توی نقطه ی تقاطع تموم بی کسی ها با هم بودنو پیدا کردیم...

دست سردتو بده,, حس گرممـو بگیر
 
تو چشام نگاه کن و از دلم خرده نگیر

آره! از دلم خرده نگیر که از دیدنت خسته نمیشه خرده نگیر که تا صبح میخواد تو چشات خیره بمونه ...میدونم...بگیر ونگیر قافیه نیستن....اما... اما عشق تو توی حصار وزن و قافیه و قاعده نمی گنجه...پس خرده نگیر...دلم میخواد سخت نگیره...رو راست باشه...!...نمیخوام دستتو ول کنم....تا خود صبح....آره! میخوام روزمو با تو شروع کنم...با لمس دستای تو...اما نه!

دستمـــــــــو ول نکــن تا دل سپیــــده

نه! تا همین امشب , فردا رو کی دیده؟

واقعا فردا رو کی دیده؟ ........تنها آرزوی من تویی...وقتی دارمت آرزویی ندارم...حالا دیگه هیچی نمیخوام....پس اگه فردا رو هم نبینم...خیالی نیست...تو رو که دیدم!!

    یکم پی نوشت :

  بچه ها گفتم که! حساس نشین وسط امتحانا اتفاق خاصی نمیوفتاد گفتم بی کار نشینم! D:

 عینکم شکسته با چسب چسبوندمش فعلا تا بعد خدا بزرگه!!!!!!!! :-s

 ☆ هورا شدیم هورا هورا!!! خرمشهر آزاد شد!!! هورااااااااااااا! :)

  فوت ناصر خان رو تسلیت میگم..... :(

  ببخشید اگه سرتونو درد آوردم.....

  ولادت خانوم فاطمه ی زهرا و روز مادر مبارک

  داشتم اینو مینوشتم موبایل یه بنده خدایی داشت هی زنگ میزد رفتم که موبایلشو بهش بدم بگم دیوووونه م کردی!!!! یهو دیدم خوابه! خودم برداشتم از شرکت سیم کارت اعتباری زنگ زده بودن که اگه میخوایم یه شماره هست بعد شماره ی خودمونه بخریمش!!! :|

ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــــــ نکن!!

یاعلی

نویسنده : ♪niloofar♪
دل خوش داشتن یا نداشتن!! مهم نیته!

سلام

خوبین؟ چطورین شما؟ میخواستم دیروز پست بزنم که نشد!!

اینو دیروز نوشتم اومدم پست بزنم دیگه نیومدم!!!!

اینا لیست یسری چیزاست که دل ِ خوشی ازشون ندارم :

  دل خوشی ندارم از کسایی که در به اون بزرگی رو میبینن اما در نمیزنن و کاملا سر به زیر (سرشون رو عین ... میندازن پایین.....) و وارد اتاق میشن و بیشتر دل خوشی ندارم از کسایی که در میزنن و هنوز اذن دخول آدم رو نشنیدن به قول معروف خیلی شیــــــــــک وارد اتاق میشن!!!!

دل خوشی ندارم از کسایی که وقتی میبینن دارم تو دفترم چیزی مینویسم هی مسیرشون از بالای سر من میگذره و هی چشاشون تاب میخوره طرف دفترم و بیشتر ازون دل خوشی ندارم از کسایی که وقتی میبینن مثلا پشت سیستم کار خصوصی داری خیلی عادی صندلیشون رو میذارن جفتت و کاملا مسلط میشن روی مانیتور!!!

خیلی دل خوشی ندارم از کسایی که اگه جلوشون یه چیزی انتهای کتابت یاداشت کنی و سریع بذاریش تو کیفت خیلی خصمانه می نگرند و با نهایت انتهای حق به جانبی (!) می گن چی نوشتی؟؟؟؟ خلی نامردی نشون بده!! (خداوندا نسل این گونه آدم ها رو در جهت تبدیل شدن به نفت منقرض کن!!حداقل یه سودی واسه آیندگان داشته باشند!!!)

دل خوشی ندارم از کسایی که خودمو میزنم به در و دیوار که باهام صمیمی بشن اما ای دریغا!!! و بیش ازون دل خوشی ندارم از کسانی که تا یکم صمیمی میشی باهاشون..............!!!!............بی جنبه ها!!!

دل خوشی ندارم از کسایی که خودشون رو به هزار زور توی یه زمینه ای جا میکنن و وارد میشن ولی بیش ازون دلخوشی ندارم از خودم که حت اگه تو زمینه ای قابلیت وارد شدن دارم میگم بابا ما رو چه به این کارا......!!

گاهی وقتا یه نفر اینقد بهت خوب میکنه که روت نمیشه بهش بگی ممنون....من خیلی پر رو ام که اینجور موقعا تشکر میکنم!!!!!!!

خب دیگه شاد باشید و سلامتـــــــــــــ

ارادتمند تا ته دنیا شکـــــــــــــ نکن!

یا علی!

 ☆ من نمیدونم چرا اینهمه عکس انبار میکنم تو کامپیوترم اما وقتی میخوامشون نیست!! مثلا همین عکس فوق! داشتمش با سایز بزرگتر حالا هرچی گشتم نبود!!!

نویسنده : ♪niloofar♪
تشعشعات ذهن درگیرم...!
.....

در کوچه های تنگ و بی عبور ذهنم تو آزادانه قدم برمیداری و رها میشوی در اقیانوس خیالم....

کلید درهای بسته ی ذهنم را در دست داری و من شاید بی خبر از وجود تو....

تازه در میابم حس با تو بودن را و در تو خود را می جویم....و به آسانی میابم خودرا.....

خداوند تو را برای من فرستاد....اما من را برای تو؟؟؟

نمی دانم....تنها حضورت را میبینم....

تو را با تمام وجود لمس میکنم ..... تو را میبینم....آری بازهم تو اینجایی....!

پلک نزن!!! آرام به من بنگر.....میخواهم نگاهت را در چشم هایم حبس کنم...!

چیز خاصی نبود حساس نشو..!!! تشعشعات هسته ای ذهنم بود!! کلا درمورد کسی هم نبود!! ینی بود!

 اما خودش نبود! ینی نیس! بیخیال بابا یه چیزی گفتم مهم همون نیته!!!!!!

اسم هم که نداره......واسه این مگه میشه اسمم گذاشت؟؟

 چیزی بود پیشنهاد بدین! اصلا نمیدونم چی بود! 

+ هی گفتم ادبیات زیاد نخونم....واسه همین چیزا بود...!!!

+ یه سوال!؟ وقتی شما با Internet Explorer میاین وبلاگم قالبم چسبیده سمت چپ؟؟؟؟ چرا بهم نگفتین؟دیگه خسته شدم همه ی قالبا یا تنگ ان یا زشت! خداوندگارا منو بکش از دست این قالبا!

نویسنده : ♪niloofar♪
تولد مستر یگانه!

*به نام یگانه خالق هستی بخش*


چند سال از در کنار هم بودنمان میگذرد ... از لحظات تلخ و شیرین زندگی .

وقت هایی که از خدا دلگیر بودیم به ما یاد دادی که احساس غم نکنیم و تا

وقتی که خدا را داریم پیش کسی سر خم نکنیم ... یاد دادی غرور را پس

بزنیم و یادمان نرود چه کسی هستیم ... با ما بودی حتی وقتی که نفهمیدیم که دلت

از چی گرفته ... وقتی که غصه های لعنتی از خنده دورت می کرد ...

با صدایت حتی پا به دنیای فرشتگان گذاشتیم و خدا را حس کردیم ...

بسیارند لحظاتی که تنهایی هایمان با وجودت پر شد و خیلی زود متوجه شدیم

که دنیا را بدون تو حتی یک لحظه تحمل نخواهیم کرد و با صدای تو هر لحظه به یک

عمر می ارزد ... به همراه تو حتی سر از کار چشمهایش در آوردیم! ...

بخاطر چیزهایی که به خاطر بودن با ما از دست دادی و بخاطر همه زحماتی که کشیدی

از تو قدردانی می کنیم با وجود اینکه میدانیم این قدردانی جای خالی هیچ یک از خلاء

امیدهایی که در این راه حس کردی را پر نمی کند ... امروز روزیست که الهه ی

اردیبهشت ماه سرنوشت همه ی ما را فقط با میلاد یک ستاره تغییر داد ...

او کسی نیست جز تنها یگانه ی این کره  ی خاکی ... تنها تو. میلادت مبارک ...


**تولد محسن یگانه ی عزیز رو تبریک میگم**


سلام!

نمیدونم چی بگم! 23 اردیبهشت تولد محسن یگانه ست و ما هم که از بچه های جاست یگانه هستیم!

از چندین ماه پیش  ترتیبی دادیم تا شاید بتونیم از خجالت داداش محسنمون بعد از اینهمه زحمت در بیایم.....

بیشتر زحمتا گردن آجی فاطمه ی گلم بود که این پیشنهادو داد و تمام هماهنگی های طرح با ایشون بود و

ما حصل کار شد چیزی که توی تصویر زیر میبنین! ما اسمشو گذاشتیم "وحدت مهر "




و حالا ادامه ی جریانو از زبون جاست یگانه (وبلاگ رسمی محسن یگانه ) و خود محسن یگانه ی عزیز بخونید!


۳۸ نفر از جاست یگانه ایهای عزیز به نمایندگی از دوستان دیگر تندیسی

را به پاس تشکر از فعالیت های این چند سال محسن یگانه و به مناسبت تولد

ایشان تهیه کردند که امروز به دست ایشان رسید که انشالله در پست جدید از

حاشیه این حرکت زیبا بیشتر خواهیم گفت اما فعلا" برای پیشکش صحبتهای

محسن یگانه پیرامون همین موضوع:


سلام, امروز آرش اومد استوديو پيشم, همه ئ نامه ها به دستم رسيد همه رو با

دقًّت زياد ميخونم. ولى يكى از زيباترين كادوهاى تولدم بود. اون تنديس رو

ميگم. شرمنده م كردين. خيلى برام ارزش داره. تو اين هفته جبران ميكنم. اين

هفته يالان رو رديفش ميكنم.با نامه ها و اون تنديس يه عكس ميگيرم ميزارم تو

 جاست. انرژى گرفتم واسه حباب.

    عاچّقتونم..

   محسن يگانه .. يا على



واقعا نمیتونم باور کنم همچین اتفاقی افتاده!! جا داره همینجا از سید آرش حسینی عزیز تشکر کنم

چون واقعا برای رسوندن این تندیس به دست محسن یگانه زحمت کشیدن.....نهایت تشکر رو از

ایشون و خود محسن یگانه که به این حرکت توجه کردن داریم.....

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

یاعلی


توجه : این تندیس از طرف تمامی بچه های جاست به آقای یگانه اهدا شده پس دلخوری های

بچه گانه معنا نداره!

نویسنده : ♪niloofar♪
برنامه ی...هی وای من!!
سلام چطورین؟ خوبین؟

بله...برنامه ی امتحانی اینجانب همه راس ساعت 8 صبح از آوردن وسایل اضافی از قبیل موبایل جزوه و غیره خودداری کنید و با فرم مدرسه در مدرسه ظاهر (! حاضر !) شوید با تشکر مدیر آموزشگاه!!!!!! بیخیال این تیکه....! ولی بازم مهم نیته هااا !!! بچه ها دعا فراموش نشه.... امسال معدل مهمه چون قراره انتخاب رشته کنیم منم هنوز فکر خاصی نکردم ینی یه فکرایی کردم اما منتظرم ببینم معدلم چی میشه..... 

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!    یاعلی!


روز و تاریخ نام درس
دوشنبه 90/2/19 ریاضی
چهارشنبه 90/2/21 عربی
شنبه 90/2/24 شیمی
دوشنبه 90/2/26 ادبیات فارسی
چهارشنبه 90/2/28 دین و زندگی
شنبه 90/2/31 فیزیک
چهارشنبه 90/3/4 علوم زیستی (کشوری)
شنبه 90/3/7 زبان خارجه
دوشنبه 90/3/9 زبان فارسی (استانی)
چهارشنبه 90/3/11 مطالعات اجتماعی

 

۱- ریاضی : خب امتحان اول که ریاضی بود رو افتضاح دادم! امتحان به شدت سخت بود و آخرش اینقد هولم کردن که ۵ دقیقه بیشتر فرصت ندارین که سوال آخرو که فوت آب بودم یادم رفت جواب بدم.....فعلا که دبیرمون گفته صبر کن ببینم صحیح کنم چند میگیری مشاورمون هم گفت خودم میرم دنبال کارات با دبیرت حرف میزنم شاید بشه کاریش کرد....خلاصه منم گریه و زاری کلا دیگه امیدی به بقیه امتحانا ندارم...یاعلی تا بعد

نویسنده : ♪niloofar♪
جشنواره پتو!!!

سلام

واقعا شرمنده این چند روز بد جور مشغول بودم....

اول واسه اونایی که نمیدونن میگم: من مقام سوم داستان نویسی استان رو آوردم و گفتن که باید روز 5 و 6 اردیبهشت واسه ی دفاعیه بریم اردوگاه دهکده واقع در حمیدیه .

ما هم رفتیم, حالا بگذریم که چندین ساعت تو آموزش پرورش معطل بودیم!!!!!!!!!!!!!!!!

رفتیم اونجا و یه راست بردنمون سالن اجتماعات ما هم خسته از راه اومدیم تو سالن که از پا قدم خیر ما یه گربه از زیر صندلیا زد بیرون و هرچی نخبه و سرپرست و....بود جیـــــــــــــغ و ما هم کر کر خنده!!!!

تازه اونجا فهمیدم بکس داستان نویسی باید برن رو استیج خلاصه داستانشونو بیان کنن!!!!!!!!! من اصلا آماده نبودم به من نگفته بودن!!!!! منم با کلی دلهره رفتم رو استیج اما در کمال تعجب خیلی راحتـــــــــــــ داستانمو بیان کردم چون واقعا روش مسلط بودم و همچنین دعای دوستان و لطف خدا!!!!!!!!!!

شاید تا ربع ساعت بعد ارائه کار من داشتم میلرزیدم!!!!!!! تمام بدنم به رعشه افتاده بود!!!!!!!!

خلاصه غذا افتضاح بود ناهار مرغ مفقود الاثر (معلوم نبود چی به چی بود!!) شام همبرگر با نون عادی!!! (به قول بکس ایذه طعم خر میداد!!!!!) صبحانه هم که ...... یه کره اندازه ربع قوطی کبریت و یه مربا اندازه نصف قوطی کبریت و ......سالن پر پشه بود!!! من هیچی نخوردم!!!نه شام نه صبحانه!!

خوابگاهم به علت بارون نم گرفته بود! اما خوبیش این بود از نماز خونه تا کوچه (یه راه آسفالته کوتاه) خوابگاها یه جاده سر پایینی بود و بارون هم میومد من هی موبایل دستم اونجا شب قدم میزدم...خیلی باحال بود..!

اونجا تازه طبق صحبت های جناب آقای *د.نژاد* فهمیدیم کلا مث هرسال دفاعیه در کار نیس!!!!!!!!!!!!!!!!!! فقط یه جشنواره ست تا مثلا با کارای هم آشنا بشیم و اینا....... خیلی از آبرو ریزی هاشونم نمیگم که ......بیخیااال!!! آخرشم به عنوان یادبود جشنواره بهمون پتو دادن!!!!!!!!!!!!! اونم چی گفتن برین از انبار تحویل بگیرین!!!!!!

همین دیگه!

ایام به کام

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

دوستون دارم

یاعلی

این عکس همون کوچه خوابگاهاست که گفتم ببخشید عکس کیفیت نداره نصف شب بود و بارون میومدو دوربین موبایلمم 2 مگ بود...! بدون فلش! البته مهم نیته!

نویسنده : ♪niloofar♪
صحبت های مهدی یراحی عزیز!

سلام

اینم یاداشت مهدی یراحی گل بعد انتشار منو رها کن :


قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

 

از پروردگار بزرگ سپاسگزارم که هر لحظه به خیل دوستانم می افزاید...

با عرض سلام و احترام خدمت شما دوستان مهربان.امیدوارم "منو رها کن" ارزش این همه لطف و مهر شما عزیزان را داشته باشد و خالقان این اثر را بابت تمام تقصیرهایی که رفت ببخشید.

متاسفانه روال بر اینست که در یک اثر موسیقایی (پاپ) بیشتر توجه ها به خواننده اثر معطوف میگردد و به اصطلاح همه چیز به اسم او تمام میشود ولی انصافا بنده در این اثر عضوی از یک تیم بودم که تمام تلاششان ارائه یک مجموعه هنری ارزشمند بود.

باید عرض کنم این ابراز لطف و مهر شما دوستان علاوه بر دلگرمی شیرینی که به اعضای این تیم میدهد موجب نوعی هراس نیز در ما میشود.هراس از لایق ِ ماندن در این جایگاه که همانا قلب شماست.

امیدوارم امانتداران خوبی برای عشقی که شما مهربانان به قلبمان میدهید باشیم.

از ته دل براش آرزوی موفقیت میکنم چون واقعا افتخار ما اهوازیاست....

لحظه هاتون عاشقانه

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن

یا علی

نویسنده : ♪niloofar♪
نیوتون بر متر مربع!!!! D:

انتشار منو رها کن , آلبوم مهدی یراحی


عزیز رواز طرف همه ی بچه های اهواز


تبریک عرض میکنم

 



سلام

آقا من از همین اول بگم حق کپی رایت کاملا محفوظه!!! چند روز پیش یه چزی تو وبم یکی از دوستان عزیز خوندم خیــــــــــــــلی جالب بود!!! حالا نمیدونه نظر شما چیه!!! بخونید ببینم نظرتون چیه!!

کلیه ی حقوق مادی و معنوی این مطلب از آن  Missing Piece  میباشد!!! حالا خودش از کجا آورده؟ الله اعلم!!!

 

نیوتون بر متر مربع !!!!

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند.

انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ...

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.

انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک)

نیوتون بیرون( سک سک)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!!

... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

. . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...

که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه .........

و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد

بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!

اینجور که گوگل میگه دست راستی نیوتون هستش دست چپی پاسکال! من از نزدیک با این عزیزان آشنایی نداشتم متاسفانه!

بله دیگه!! چه کنیم!! تو وب دوستان میبینم دلم میخواد دیگه!!!

کلیه ی مدارس و دانشگاه های شهر اهواز امروز بدلیل گرد و خاک تعطیل بود و هورا شدیم!!!هورا هورا! منم که تازه وقت گیر آوردم اومدم پستیدم!

دعا هم فراموش نشه لطفاً

خوش باشید و راحتــــــــــــــــ

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

یا علی

نویسنده : ♪niloofar♪
مواظب خاطراتت باش!

سلام

ایندفه نق برای زدن زیاد دارم اما نق نمیزنم......

دیروز رفته بودم خونه داییم اینا ناخودآگاه رفتم تو فکر.....حالا تو فکر چی؟ میگم برات.....!

توی خونه ی همه ی ماها یه چیزایی پیدا میشه که سالهاست وجود دارن و یجورایی بودنشون الزامی شده انگار..... بذارین چند تا مثال بزنم......

مثلا توی خونه داییم اینا یه چیزی هست که تا حالا بهش فکر نکرده بودم تازه الان چون تابستون اومده بهش توجه کردم

یه پنکه سقفی قهوه ای رنگه که یطورایی طرح چوبه و توی گردی وسط پنکه چند تا چراغ وصل شده و دوتا آویز داره که برای کم و زیاد کردن پنکه و یکی دیگه فک میکنم مال چراغا باشه (ازونجایی که داییم استاد ور رفتن و تغییر داردن چیزای الکتریکیه شک دارم اینو تغییر نداده باشه قبلنا که مال روشن و خاموش کردن چراغا بود).... یادم میاد توی یه سال هایی مد شده بود این مدل پنکه ها.....کلی پنکه تو اون خونه اومد و رفت و.... اما این یدونه دست نخورد!!!

 یا مثلا یه تابلو چهار قل که رو دیوار خونشونه یا مثلا یه کارت تبریک روز مادر که گوشه ی یکی از تابلوهاست و روش نوشته مادر تابلوی زیبای آفرینش.....همشون برام خاطره ن......خونه همون خونه ست اما عوض شده سر و ریختش...پر وسایل مد روز و نو اما اینا دست خوردن.....

تو خونه ی خودمون یه میز شیشه ای (به عبارتی میز زیر تلویزیون البته فقط یه شیشه داره!!! چوبیه!!! این اسمشه!!!!) که از وقتی یادم میاد تو خونه مون مونده....تا چندین وقت پیش که نقل مکان کرد به اتاق من و چیزا نو جاشو گرفتن اما هنوزم هست......از تک تکشون خاطره دارم.....لحظه هایی که زیر اون پنکه گذشت چه خوب چه بد! یاد تمام وقتایی که توی اتاق نشستم و خیره شدم به میز شیشه ای و رفتم تو فکر......یه چیزایی انگار روح دارن نمیتونی جاشونو به چیز دیگه ای بدی....نماد اون خونه ن که شاید تجربه کرده باشین حتی اگه خیلی هم داغون باشن وقتی عوضش کنین میگن پس اون قبلی کووووش؟؟؟؟

بگذریم زیادی حرفیدم فقط میخواستم بگم :

مواظب خاطره هاتون باشین!

 

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن

یا علی

    پی همفکری نوشت :

 خواستم واسه این پست عکس بذارم اما چیزی پیدا نکردم که حس خاطره رو برسونه اگه میتونین عکس پیشنهاد کنید

خب ممنون ازین همه کمک (فقط آجی کمکم کرد!!) اون چیزی که گفته بودین متاسفانه پیدا نشد! یکی از چیزایی که بیشتر ما ازش خاطره دارم عکس زیر هستش که نیازی نمیبینم توضیح بدم واضحه!

نویسنده : ♪niloofar♪
خستگی....

سلام

نیومدم نق بزنم از خستگیم....این روزا  همه  خسته ن..... برای همین منم دیگه نق نمیزنم.... فقط اومدم بگم دلایل نبودم رو.....خیلی وقته کم کار شدم......

همین حالا که دارم ان پست رو مینویسم کلی کار رو سرم هوار شده......فکر تهیه بنر برای کار عملی و دو تا امتحانی که هرروز میگیرن یه طرف , نگرانی های زندگی شخصیم هم یه طرف......فکرم به طرز فجیع و غلیظی مشغوله.....فکرا تو ترافیک قفل کردن.......

ساعت 5 باید برم دکتر تا گواهی صحت سلامت برای اردو حمیدیه رو مهر کنه.....سرم داره گیج میره از خستگی....


اما....


خدا رو شکر!

خدایا شکرتـــــــــــــــــــــــــــــ

امروز یک از نگرانیام کمرنگ شد...... یکم نروس شده بودم اما خدا هوامو داره.....برام دعا کنین که 2-3 تا کار عمل که رو دستم مونده + روزی 2 تا امتحان + نگرانیای روحی که نمیدونم را به را از کجا میان + یه کار که باد تا ماه آینده انجام شده باشه + دلشوره هایی که برا یه عزیز دارم + فکر مشغولم + مشکلاتی که شاید هنوز از راه نرسیدن همه و همه حل بشن.....

این شکلی شدم!

حتی الانم میگم که :

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

یا علی

نویسنده : ♪niloofar♪
خبر خوب من!

کسب مقام سوم داستان نویسی در استان

 

 رو به خودم تبریک میگم!

بله دیگه! همین اول کاری خبر اصلی رو گفتم و خلاص! شکلکـــْـ هایِ هلــن

همین امروز تو کلاس نشسته بودم که مدیرمون یکی از بچه ها رو فرستاد سراغم گفت بیا دفتر کارت دارم.....شکلکـــْـ هایِ هلــن رفتم دم دفتر گفتم کاری داشتین با من؟؟ گفت همین الان از اداره زنگ زدن گفتن داستانت توی استان سوم شده!!!!! شکلکـــْـ هایِ هلــن

الانم یه مقوا زدن به دیوار مدرسه تبریک گفتن بهم! شکلکـــْـ هایِ هلــن

بله کلا نمیدونم چی بنویسم......چون خوشحال بودم اما......نمیدونم شاید از دست دشمنام ناراحتم شاید از دست دوست نما ها.....خدا بزرگه......خودش میدونه هیچی تو دلم نیس......بیخیـــــــــــــــــــال.....شکلکـــْـ هایِ هلــن

اینجوری که شنیدم باید یه جلسه بریم برای دفاعیه از داستان و نقد و بررسی......نمیدونم.....! امروز مدیرمون رفته اداره ببینه جریان چیه......

بازم میگم ارادتمند تا ته دنیا شک نکنید!!!! این هزار بار!!! شکلکـــْـ هایِ هلــن

یا علی  شکلکـــْـ هایِ هلــن

بچه ها برام دعا کنید!

من پنجم و ششم اردیبهشت اهواز نیستم......اگه خدا بخواد قراره برم حمیدیه برای مرحله ی بعد مسابقات که همون دفاعیه ست.....خیلی استرس دارم!!! سخته!!! .....برام خیلی دعا کنید.....!

یا علـــــ ـــ ـــ ــــی

نویسنده : ♪niloofar♪
سال 90 کلید خورد

سلام
همونطور که مشاهده کردین کلا بلاگفا قاتی کرده بود قالب وب من و خیلی های دیگه رو لطف کرده بود به حالت پیش فرض برگردونده بود!!! همه ی کدها هم از جمله موزیک و آمار و اینا کلا پرید!!!! حالا بیخیال بقیشو بخونین

من کلا رابطه خوبی با بچه جماعت ندارم اما یه چند روزه یه نمه بچه ها باهام خوب شدن!!!!! فک کن!!!! نوه داییم مبینا اومده بود خونمون اینقد باهام مهربون شده بود هی باهام حرف میزد و میخندید و بازی میکرد!!!!  الا یه مورد دیگه رو میخوام براتون شرح بدم یکم بخندیم دور همی....!!!!
سرایدار مدرسمون یه پسر کوچولو داره اسمش فک کنم ابوالفضل باشه.....همیشه سوار سه چرخه ش داره تو حیاط بازی میکنه.... اون روز معلم شیمی مون نیومده بود ما بیکار شده بودیم رخته بودیم تو حیاط و یه عده هم تو کلاس شلوغ بازی و جیغ و فک زدن و حرف درمورد مسافرتها و عروسیا و دوماده چی پوشیده و آرایش عروس چی بود و ازین حرفای الکی.....من رفتم تو یاط یه گوشه ای تنهایی نشستم....دیدم این ابوالفضل اومده شاکی جفتم نشسته! (بچه مردم چه زود پسر خاله شد!!!!)

میگه : این بچه ها چقد سروصدا میکنن!

گفتم : نه سرو صدا نمیکنن!!!

گفت : چرا...!!! اونا که تو کلاسن! هی سروصدا میکنن!!

گفتم : خب اونا تو کلاسن دیگه.....چکارشون داری؟

گفت : تو هم میری کلاس؟

گفتم : وقتی درس داشته باشیم آره...میرم....

گفت : میخوای برات درس بخرم؟؟

گفتم : آخه درس که خریدنی نیس خوندنیه!!!

گفت : پس چی برات بخرم؟؟

گفتم : لازم نیس چیزی بخری! هیچی!!!

گفت : تو هم کتاب داری؟

گفتم : آره...دارم

گفت : گفت خودکار چی؟؟

گفتم : آره اونم دارم....

گفت : بده ببینم....[منم درآوردم کتاب ریاضیمو گذاشتم جلوش خودکار رو هم گذاشتم....]

گفت : خودکار مشکی داری فقط...؟ نه ازینا.....ازونا که چیزه.....چوبیه.....

گفتم : اونا که مدادن.....من زیاد ندارم فقط اینو دارم

  [یه مداد آبی از جامدادیم در آوردم بش نشون دادم اونم شروع کرد به ورق زدن کتاب....رسید به قسمت مجموعه ها که برای توضیح اجتماع و اشتراک توش چند تا دایره کشیده بود]

گفت : این که دایره ست......رنگشون میکنی اینا رو؟؟؟  [خیلی خنده م گرفت]

گفتم : نه!!!! اینا مال درسامونن بعدا میفهمی با دایره کارای دیگه هم میکنن مثلا میگن محیط دایره رو بدست بیارین و اینا.....!!   [کم با خودش کلنجار رفت و فک کرد]

گفت : دایره رو بدست بیارین؟؟؟؟

گفتم : هیچی بیخیال بعداً میفهمی! [اونم یه نگا به جامدادیم انداخت پرگارم خیلی جذبه ش کرد...! پرکارو سرو ته گرفت!!!!!]

گفت : این اینجوریه؟؟

گفتم : نه اونطرفیه!!!! اینجوری نه!!!!


خلاصه تو همین گیر و ویر بودیم یکی اومد منو نجات داد از دستش!!!! روانیم کرده بود بچه مردم!!!!!!!
بگذریم!!!!! سال 90 هم شروع شد!!! ازون سالای آبزیرکاهه که تا دقیقه ی 90 ماهیتش مشخص نمیشه!!! من بد شروعش کردم یکم هم گرفت و گیر داشتم اما حس میکنم بهتر از قبل شده اما گرفتاریاش عجیب تره!!! و دیشب اتفاقی افتاد که فهمیدم اونقدرا هم نباید بد باشه! یه دعا کردیم من و حانیه درجا از آسمون پرت شد پایین افتاد جلومون!!!!! حالا از اینم بگذریم.....!!! چند تا چیز از جون این سال 90 میخوام که اگه بش برسم دیگه ازین بهتر تو زندگیم نیس.....اینجوری که بررسی کردم یا 100% میشه یا 100% نمیشه!!!! یه چیزی از 50 - 50 خطیر تر!!!

چیزایی که از جون سال 90 میخوام تو ادامه مطلب نوشتم...

خب عزیز من ادامه مطلب رمزداره نمیتونی بخونی!!!! رمزشم فقط مال خودمه شایـــــــــد به یه نفر از دوستای خیــــــــــــلی صمیمیم بدمش.....شرمنده اخلاق ورزشیتون!!! شخصیه!!!! اما من گفته بودم مهم نیته!!!!


ایشالا حسابی خوش بگذرونید

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن

یا علی

شرمنده اگه کم بهتون سر میزنم...اگه اصلا سر نمیزنم.....اگه بی وفا شدم.....اگه گاهی نیستم....بخدا شرمنده درگیر کارام شدم.....ایشالا تابستون فول تایم براتون جبران میکنم اگه عمری بود.....شرمنده همه منو ببخشید ...... و اینکه برام دعا کنید همه کارام درست پیش برن
محصل
ارادتمند همه تا ته دنیا شک کردی نکردیا


:: ادامه مطلب
نویسنده : ♪niloofar♪
دوازده یا چهارده بدر!

سلام به همتون!

چطورین بچه ها؟ خوبین؟

منم خوبــــــــ ـ ـ ـم !!! این روزا فرصت کمه و اگه پیش اومد از دست نده! منم از دست ندادم اومدم می پستم! الان هم کلی حرف واسه گفتن دارم هم اصلا حرف ندارم بزنم....کی گفته اومدم بحرفم...؟ کیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟ چی گفتی؟ نه میخوام ببینم چی گفت؟میفهمـــــــــــــــی؟ (این قسمتو اونای که باید بدونن میدونن یه وقت فک نکنین بی احترامیه ها!!!! شما میفهمین من نمیفهمم!!!!) بلی بلی!!!! امروز دوازدهمه و فردا سیزدهم و پس فردا روز از نو روزی از نو!!!!  باز باید بروی ام مدرسه!!!! تحقیق درباره  آلودگی و روزنامه دیواری درمورد یه شغل و تکالیف عیدم هم که ننوشتم (همون گاج ریاضی وانجمن زبان) همه و همه یکجا در انتظارمه!! فک کن!!! چه وضعیتی!!!  به من میگن شهید راه علم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ینی الان بش فک میکنم گیج میزنم! دوباره اون معلم ریاضیه بد درس بده من هی نفهمم هی سوال کنم دوباره مرغش یه پا داره و.....همه عالم و آدم میخوان درس بدن یه توضیحی میدن که میخوام از چی بگم! برای سینوسا اومد یهو فرمولا رو نوشت حل کرد که یاد بگیریم  وقتی تموم شد همه همدیگه رو نگا میکردیم..... بعد یهو گفتم : ببخشید خانـــ ـ ـوم.....تتا چیه؟؟؟؟ فک کن!! هی میگفت سینوس تتا من نمیدونستم تتا چیه!!! تازه جوابمم نداد!!!!! خودم یکم راه حل ها رو نگا کردم فهمیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدا رحم کنه تا ته امسال!!!! بسه دیگه حاشیه نریم! میخواستم بگم همه فردا قراره برن پیک نیک برن سبزه گره بزنن و اینا.....اما ما به هیـــ ـ ـ ـچ وجه!!!  چون ما شانس به سیزده بدر نداریم.... یادم میاد سالیان پیش یبار رفتیم یکی ازاعضای خونواده آبله مرغون گرفت! یه سال دیگه هم رفتیم وقتی برگشتیم دیدیم تلویزیونمون سوخته!!!!!!  کلاً خیلی جالبه!!! به همین علت همیشه یا دوازده مون رو بدر میکنیم یا چهارده مون رو!!!  (مهم نیته!) امروز که نشد دوازده رو بدر کنیم احتمالا چهارده هم بدر نمیشه!!! مگه مهمه؟؟؟ مهم نیته!!!!! واسه همه اونایی که قراره برن سیزده بدر آرزوی موفقیت و پیروزی در عملیات سبزه گره زنی میکنم!!!

 پی نوشت ۱ : قابل توجه دختر خانوم های دم بخت! به دلیل استقبال زیاد مهلت سبزه گره زنی تا ۱۵ فروردین ماه ۹۰ تمدید شد!!!!!

 پی نوشت ۲ : بهارش اینجوری باشه نه امسال سال ما نیستو.....

 پی نوشت ۳ : پی نوشت ۲ رو جدی نگیرین من دلم روشنه!

گفتم و میگم مهم نیته!!!!

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

یا علـــــــــ ـ ـ ـی 

نویسنده : ♪niloofar♪
منم میشم مث خودت!!!

خدایا!

من همانی ام که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم , همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد می آید سراغت . من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید : من این حرف ها سرم نمی شود . باید دعایم را مستجاب کنی همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند . همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند گاهی بدجنس میشود البته گاهی هم خودخواه , گاهی هم دروغگو و حالا یادت آمد من کی هستم؟

فقط تویی که میتونی دستمو بگیری!!!

 

ببخشید سلام نکردم!!

چطور بود؟؟ موفق شدم؟؟ والا یه لحظه خواستم مث همه باشم ببینم چی میشه!!!! من خودمو میکشم یه پست پر ملاط بزنم اما میرم سایر وبلاگا مثلا میبینم طرف با فونت خرچنگ زرافه به چه بزرگی نوشته : من و تو تا ابد..... بعد یه قلب خون چکیده میذاره یه قطره اشک چند تا شمع نیمه سوز و......هی وای من! این شد یه پست کامل اما من از بس تو پستام مینویسم کیبوردم خراب شده!!! ((ی)) و ((ح)) و ((ج)) و... رو گاهاً نمیزنه....گفتم خودمو عذاب ندم عیده یکم استراحت کنم!!!!!!

بیخیــــــــــــــــــــــال!! خوش گذشت دور هم بودیم یه دقیقه اومدیم خودتونو ببینیم همش تو آشپزخونه بودین!!!راستــــــــی این متنه مال من نیستا یه جا خوندم قشنگ بود براتون گذاشتم ......

خب دیگه قرار شد زیاد حرف نزنم .... پس :

شک هایت را باور نکن و به باور هایت شک نکن

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن

یا علی

نویسنده : ♪niloofar♪
خرچنگ زرافه + تبهکار بزرگ!!!!
ســــــلام!!

احوالاتتون چطوره؟؟خوبین؟؟ محصل

این روزا همه رفتن مسافرت من تهنا (همون تنها که شما می گید) موندم.... بیخیــــــــــــال واسه اونایی که موندن پست میزنم اگه حوصله داشتن میخونن!!!! نداشتن هم نخونن دیگه.... زبانکده محصل

امروز میخوام یکی از بزرگ ترین تبهکاران ایرانی رو بهتون معرفی کنم که سالیان ساله که خون بچه های ایرونی رو تو شیشه میکنه!!!محصل متاسفانه هنوز دستگیر نشده و داره بروبچ رو گیر میندازه!!! و اون کسی نیست جز.... محصل

بله....کسی نیست جز پیک بهاری...(حالا من شنیدم اسمای دیگه هم داره گاها تهرونیا بش میگن پیک شادی ولی شادی این کجاست.....نیــــــدونم!)...خدا رو شکر من امسال از دستش گریختم محصل ولی سایر بروبچز رو به دام انداخته..... زبانکده محصلاینم همونطور که از تاریخش مشخصه آخرین دفعه ی رویتشه...سال۸۹....اگه دیدین تو این روزای عید بچه ای تو فامیل ازینا دستشه تنهاش نذارین کمکش کنین شکستش بده...این چیزا که واسه شما خاطره ست واسه بچه ها کابوسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زبانکده محصل

امروز خواستم یه چیزی نشونتون بدم فقط قول بدین وقتی دیدین خواب نما نشین!!!!!!! بلی بلی! اینم دست خط اینجانب!!!! محصل

ینی اصل خرچنگ.....خرچنگ......یه سوال!!!!!! من هنوز که هنوزه بلد نیستم این کلمه رو بنویسم...اگه میشه تو قسمت نظرات این پست یکم یاری برسونید...املای کدام یک صحیح است؟؟؟؟ محصل

الف) غورباقه   ب) قورباغه (فک کنم اینه!)   ج) غورباغه (عمرا اگه این باشه!)  د) قورباقه (بازم عمرا اگه این باشه!)

خب چون املای این یکم پیچیده ست میگم دست خطم اصل خرچنگ زرافه ست!!!!! هی وای من!!! من بازم میگم مهم نیته!!! نیت!!!

اینم یکم تراوشات خلاقیته!!!

کیفیت در حد فندق سوخته!!!!! بگذریم...... زبانکده محصل

 پی نوشت ۱ : ماهی قرمزه م مـــــــــــــــــــــــــــــرد!!! محصل

 پی نوشت ۲ : این مورد شماره هشت دوباره اس داده میگه رفیق نیم راه دیگه اس نمیدی.....!!!!!!! زبانکده محصل

 پی نوشت ۳ : ایشالا هرکی امسال داغ مودم دیده به زودی برطرف بشه (الهی آمین!) محصل

 پی نوشت ۴ : چرا همه رفتن مسافرت من تهنا موندم؟؟؟ برگردین دیجه!!! حوصله م سر رفت.... محصل

 پی نوشت ۵ : الان گفتن فیلم زیک زاک وارد شبکه نمایش خانگی شد....قبلا که قرار بود تیتراژش رو داریوش شهریاری بخونه.....الانو نیدونم! محصل

شک هایت را باور نکن و به باور هات شک نکن! زبانکده محصل

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن! محصل

 یا علی

نویسنده : ♪niloofar♪
پیامک عید مبارکی!
ســــــــــــــــــــــــلام!

حال شما؟ خوب هستین؟ عیدتون مبارک بابا!!! چقد عیدی گرفتین؟؟؟ من تا حالا ۲۲ تومن که کلیش شد خرج شارژ اینترنتم و کارت شارژ واسه موبایلم!!! بچه ها پیام میدادن نمیدونستم چطور ج بدم!! اوخ گفتم پیامک! این داستانو داشته باشید کاملا مستنده :

چند روز قبل عید شارژ تموم کردم...همه بهم پیامک میدادن تبریک میگفتن سوال میپرسیدن درد و دل میکردن منتظر دلداری بودن و خبری از من نبود!!!! منم با ته مونده موجودی یه شارژ ۱۰۰۰ تومنی خریدم و این پیامکو به همــــــــــــــــه فرستادم :

سلام به همگی! این پیامو دارم واسه همه میفرستم آخر ماهه و با کسری شارژ مواجه ام و ازونجایی که با یه شارژ هزاری زنده م و احتمالا بعد فرستادن این پیام تموم میشه قادر به پاسخگویی اس ها و تبریکاتون نیستم متاسفانه! سال نو خرگوشیتون مبارک , ارادتمند تا ته دنیا شک نکن! یاعلی

همونطور که پیش بینی کرده بودم شارژم تموم شد تقریبا! حالا نوبت بچه ها بود که جواب بدن :

 نفر اول : قربونت برم بیخیال ج هم ندی فداییتم

 تفسیر نیلوفرانه : فدایی داری گلم! به این میگن دوست! خانوم! همه چی تموم! حال کردین چه زود شرایط بحرانی رو حس کرد!؟؟!جونم!


 نفر دوم : ۷شاخه گل برات میفرستم هرروز یکیشو بردار وقتی تموم شد بدون که من اولین کسی بودم که گفتم : سال نو مبارک   علی یارت.

 تفسیر نیلوفرانه : بله دختر خاله جان!!!.....طبق بحث و تحقیقات اخیر که با پسرداییم دیشب داشتم دریافتیم که این پیامو برای همه فرستاده!!! در واقع واسه کل تک و طایفه همین یه پیامو فرستاده!!!! جونم تنوع متن!!!!!! البته گفتم و بازم میگم مهم نیته!!!!!!


 نفر سوم : شما؟

 تفسیر نیلوفرانه : قربونت برم دوست گلم!!! یادت رفت؟؟؟؟حالا خوبه نوشتم نمیتونم دیگه جواب بدم!!! شارژ ندارمو......هی وای من!!!!نیلو ام......نیلوفر.....نیلوفر از اهواز.....نیلو ۱۵ ساله از اهواز.....هی وای تو!!!!!


 نفر چهارم : پیش فروش بوسهای نوروزی آغاز شد برای ثبت نام لپتو بیار جلو تا دیر نشده!

 تفسیر نیلوفرانه : من لپم جلو بود شما عنایت کن بماچ!!!! نامحرما نببینن!!!......! 


 نفر پنجم : *<:)))><               *<:)))><

یادت باشه من اولین کسی ام که برات ماهی عید فرستاد پیشاپیش عیدت مبارک

 تفسیر نیلوفرانه : جالبه ها!!!!  امسال ده الی بیست نفر برام ماهی عید فرستادن و گفتن اولم!!!! منم دلشونو نشکستم دیگه.....حالا جالبش اینجاس که موبایل من نوکیاست و وسط این ماهی هارو تبدیل کرده به شکلک!!!!!!!!! کلی ماهی ناقص گیرم اومد!!!!!!!


 نفر ششم : همچنین عزیزم

 تفسیر نیلوفرانه : حرف حساب که جواب نداره!!!!!! pardon.gif


 نفر هفتم :

e

.

.

ey

.

.

eyd

.

.

eyde

.

.

eydele ghafel

.

.

didi 89am tamoom shod

.

.

       sale 90e khargooshit MOOOBARAK

 تفسیر نیلوفرانه : هی وای خلاقیت!!!! جونم سرکاری!!!! dance3.gif


و.....

 نفر هشتم : سلام بیبی چند روز اس قشنگتو نخند م دلم واسه است تنگ شده پس اس بده دختر گلم

 تفسیر نیلوفرانه : !!!!!!!!!

جان؟؟؟؟؟؟  بیبی چیه؟ منظورت بی بی هستش یا baby !!!! اس قشنگتو نخند م!!!!! فک کنم منظورت این بود که نخوندی که بخندی!!!!!!!!؟ دلت واسه است تنگ شده!!!! یهو میگفتی واسه اسب تنگ شده!!! girl_impossible.gif پس اس بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این همه زر زدم گفتم شارژ لا موجود!!!! حالا میگی اس بده!!!!!!!! دختر گلم!!!!!!! یه لحظه فک کردم مامان بزرگم بهم اس داده!!!! یا خـــــــــــدا! شانس آوردی شارژ نداشتم وگرنه.......!!!!!!!!! هی وای من !!!!!!  girl_cray2.gif


حال کنید اطراف من مملوء از سوژه ست!!! فک کنید من چندین سال با همچین آدمایی دوست بودم!!! مورد هشتم که کارش اینه!!!! کلا تو باغ نیست! تو باغ همسایه ست!!!!!!!!!

شک هایت را باور نکن و به باور هایت شک نکن!

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن!

یا علی

نویسنده : ♪niloofar♪
خداحافظ 89 , سلام 90
سلام

انشاالله این پستی رو که میخوام براتون بزنم آخرین پست سال ۸۹ هستش.....دیگه اگه خدا بخواد ۸۹ داره دمشو میذاره رو کولش و میره که ۹۰ بیاد....از ته دل میخوام اتفاقاتی که توی این ۱۵ سال برام افتاد دیگه تکرار نشن.....اتفاقاتی که با افتادنشون......بیخیـــــــــــــــــــــال .... عیده بابا! دست دست!!!!

خوشحالم که توی این سال اتفاقی واسم افتاد که سالها آرزوشو داشتم....داشتن یه وبلاگ.....آره همین وبلاگ!! توی این وب دوستای خوبی رو پیدا کردم مث حانیه....آجی جونم (ms همسفر من) و عمویی رضا و خیلی از دوستایی که اصلا نیازی نیست اسم ببرم!! همتون شاهد حضور مستمرشون تو این وب کوچولوی من هستین....از همشون ممنونم که واقعا بهم لطف داشتن و با هم مث یه خونواده بودیم (اگه قابل بدونن!)....

اگه بخوام به سال ۸۹ نمره بدم , میدم ۸ که حداقل با تک ماده قبول بشه!! بازم میگم خدایــــــــــا شکرت میتونست مردود بشه اما نشد....خدایا مث همیشه دستمو ول نکن.....میدونم خیـــــــــلی دوسم داری....اینو از فرط اعتماد بنفس نمیگم! اینو واسه این میگم که میدونم اینقد بزرگی که از درک من خارجه و اینقد لطف داری که این حقیرو ول نمیکنی به حال خودش.....

سال نو مبارک

خب همونطور که همتون میدونین امسال سال خرگوشه پس حالا اینو داشته باش :

بله! خواستم یه آماری داشته باشیم که دور همی ببینم چه کردیم....

از همون روزای اول ساختن وبلاگم (هفته آخر آذر۸۹) تا به امروز یه نظرسنجی تو وبم گذاشته بودم که نتایجش این شد....بازم ممنون.....

و با توجه به عددی که آمارگیر وبم نشون میده (از ۲۸ آذر تا الان که این پستو میزنم) بازید کل: 2603 بوده...

این آخرین پست امساله و پست بعد باشه واسه سال دیگه! فک کن یه سال پست نمیزنم! یاد عید چند سال پیش افتادم که دم صبح بود بابام خوابید وقتی بیدار شد رفت سر پارچ که آب بخوره همه با هم گفتیم ایـــــــــــــش!!!! آب یه سال مونده میخوای بخوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همین الان میخوام برم براتون یه فال حافظ به نیت همتون بگیرم ببینم حافظ چی میگه :

درخت دوستی

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنجی بی شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان / که درد سرکشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنیمت دان که بعد روزگار ما / بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است / خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چم هر سال / چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا رو چون دل ریشم قراری بست با زلفت / بفرما لعل نوشین را که زودش با قرار آرد

درین باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ / نشیند بر لب جویی و سردی در کنار آید

ای صاحب فال (ماها رو میگه ها...گوش کن) :

سعی کن بجای دشمن تراشی برای خودت دوستان خوبی پیدا کنی و رفیق شفیق را برای یک شب و چند روز نخواهی و قدر آن را بدانی که زندگی ادامه دارد و تو نیازمند به دوستان با وفا هستی .

ازون جایی که این غزل , غزل شماره ۲۰ توی کتاب فال منه برای هممون آرزو میکنم امسال سال بیستی باشه!

خب دیگه زیادی حرف زدم ته سال بود ته تهای ۸۹ تو دلم ته نشین شده بود!!! (چی گفتم!!!) فقط هرکدومتون هر خاطره ای از عید و سال ۸۹ و...داشتین خوشحال میشم تو نظرات بذارین.....

بازم میگم سال خرگوشیتون مبارک

ارادتمند تا ته دنیا شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک نکن!

یاعلی

نویسنده : ♪niloofar♪
پست می روید به باغ!

بزودی در این مکان پست می روید

 

و بالاخره رویید!!!!

سلام.....بله! چرا فک میکنین حتما چیز خاصی قراره تو این پست بذارم؟؟ نه بابا اینو گذاشتم تا بگم به یادتون و به فکر این وب هستم اما وقت نداشته بیدم پست بزنم!

خب حالا یکم حرف و یه خبر موسیقایی دارم که گفتم شـــــــــــــــــایــــــــــــــــــــد بعضیا نشنیده باشن!

به نقل از موسیقی ما :

برای اولین بار در شبکه نمایش خانگی منتشر می‌شود؛
23 کلیپ از اجرای زنده ستاره‌های موسیقی پاپ ایران


 برای اولین بار در شبکه نمایش خانگی و به همت شرکت تصویر دنیای هنر برنامه‌ای مستقل در آستانه نوروز 90 تولید شده که مجموعه ای از ستارگارن دنیای موسیقی و سینمای کشورمان در آن حضور دارند.

23 خواننده محبوب موسیقی ایران، بهترین ترانه‌های خود را به مناسبت نوروز 1390 به علاقه‌مندان خود تقویم می‌کنند و در کنار ستتارگان سینمای ایران و با اجرای مجری توانمند رضا رشید‌پور برنامه‌ای جالب و شاد را ارائه داده‌اند.

فریدون آسرایی، فرزاد فرزین، مازیار فلاحی، علیرضا قمیشی، حامی، رضا یزدانی، مانی رهنما، سعید عرب، بابک جهانبخش، مهدی مدرس، امید حاجیلی، پژمان جمشیدی، مهدی یغمایی، هژیر مهرافروز، بهزاد ابطحی، محمد زارع، داریوش شهریاری و گروه موسیقی سنتی نوای کهن بهترین اثر سال خود را در قالب 23 ویدئو کلیپ با اجرای زنده در 2 مجموعه‌ی نوروز 90 از 22 اسفند در اختیار علاقه‌ مندان قرار خواهند داد.

 

براتون لینک تیزر این برنامه رو هم میذارم حتما دانلود کنید محشره!

دانلود تیزر جنگ نوروز 90

خب دیگه حرف خاصی ندارم فقط یکم حرف اضافه!!!

- یه سری اتفاقات برام افتاد تو این چند روزه مثلا سر کلاس برنامه ریزی جاهامونو عوض میکنم و جای من میز دوم میشه و ازونجایی که زیاد به فوت و خم وچم و خم این میزونیمکت وارد نیستم.....اومدم صندلی رو بکشم عقب یهو دستم پر خون شد!!!!  دستم گرفت به تیزی صندلی!!! به عمق نیم سانت دچار جراحت شد!!!

- چند روزی بود میخواستیم مدرسه رو بپیچونیم تعطیل کنیم....شما بهش چی میگین؟ دو در کردن؟ حالا هر چی! (مهم نیته!) مدیرمون نمیذاشت! ما هم دلو زدیم به دریا گفتیم فردا نمیایم!! حالا دیگه حسابمون با کرام الکاتبینه!!!!!! 

- برام مسیج اومد.....آهان نه این ربطی نداشته.....یه لحظه.....جواب دادم....

- الان دارم به این امید پست میزنم که طبق معمول پستم پاک نشه!!! اگه یه نگاه به پستا بندازین از حرفام میفهمین هر کدومو صد بار مشق شب نوشتم! اگر هم چیزی نگفتم آبرو داری کردم!!! حالا انشاالله که پاک نمیشه من گناه دارم!

- من هنوز به این عینکه عادت نکردم!!!!

- امسال سال خرگوشه حالا اگه زنده بودم بعدا تبریک میگم......

- چرا یه سری از بچه ها غیب شدن؟؟؟؟

- دیگه جونم برات بگه از درک کردن حس یه موز تو مخلوط کن از حرفای آ.ح عزیز و اینا.......که با سرعت ۲۰۰ تا تو جاده بارونی با ماشین مطابقت داره!!! (اینو فقط یه عده فهمیدن! همون بسه!)

- من چرا اینقد خیالاتم قوی هستش؟؟ الان رفتم دنبال کارایی که شاید بعدا نیازم بشه که اگه بشه چی میشه!!!! اینقد دنبال مواد مورد نیاز گشتم شب خواب خودشو دیدم!!! (این فقط به خودم مربوطه!!!)

بسه دیگه زده به مغزم......

ارادتمند تا ته دنیا شــــــــــــــــــــــــک نکن!

یا علی


توجه :

جنگ نوروز 90 منتشر شد

 

نویسنده : ♪niloofar♪
عینکی شدیم رفت...
سلام خوبین بروبچ؟

بله دیگه از عنوان پست مشخصه دیگه......Face-glasses.svg عینکی بشدم......

بله.....دو خط اول پستو که نوشتم اعصاب نداشتم اما بعد یه نفر باهام حرف زد منم قبول کردم عینک بزنم!! دارم عادت میکنم!! به قول فرناز اشکال نداره میشی مث مهندسا.....Gnome-face-smile-big.svg 

عینکم این شکلیه .... هی وای من! SMirC-tongue.svg

بله.... چه کنیم دیگه.....مامانم میگه خوشگل شدی!!! سوسکه از دیوار بالا میرفت مامانش میگفت قربون دستو پای بلوریش برم.....Biggrin-smiley.svg 

همینجوری بروبچ بهم میگفتن فیلسوف از فردا باید تدبیری چیزی بیندیشم اینجوری نمیشه! SMirC-wink.svg

عینکه خوبه؟؟؟ بابام مسخره میکنه هی میگه عینکی عینکی!!! البته خودشم عینکیه!!!! Face-grin expert.svg

ینی من خود خود شانسم!!!! Gubu.svg

حالا اشکال نداره ایشالا عادت میکنم......

عرضم به حضور مبارکتون دوتا چشمم هفتاد و پنج صدمه اما چشم چپم تنبلی داره دکتر گفته علاوه بر هفتادو پنج صدم , یک و نیم آستیک مات هم هست..... Puzzled.svg البته دقیقا نمیدونم ینی چی یه ربطی به تنبلیه داره! خوب تربیت نشده کتک میخواد! SMirC-doh.svg

دیگه از شنبه عینکی میریم مدرسه! عینکه دائمیه مال مطالعه نیست! Face-confused.svg

هی بینیمو جمع میکنم عادت نکردم.....الان فقط دو ساعته زدمش Smiley.svg

خب دیگه مامانم صدام میزنه

عینکی و بدون عینک هستیم در خدمتتون چه آستیک مات چه حالا هر چی.....

ارادتمند تا ته دنیا شک نکن! SMirC-love.svg

یاعلی

SMirC-hi.svg



نویسنده : ♪niloofar♪
 
آخرین عنوان های مطالب